یه زندگی بنفــــش

فانتزی بنفش سابق!

Nu: 54

ثُبات یکی از خصوصیاتیه که به هیچ وجه در من وجود نداره. در همین راستا؛

                             هانا.. هر روز بهتر از دیروز. دینگ  دینگ!!!

 اصولن از مخالفان سر سخت یکنواختی و ثبات هستم و هر روز دوست دارم تغیر کنم. این تغیر میتونه تغیره قیافه، تغیر لباس، تغیر دکوراسیون، تغیر بک گروند پی سی، تغیر تم و زنگ موبایل، تغیر تم وبلاگ ( اینُ دیگه همه تون شاهدین)، و از همه مهمتر تغیر اخلاق باشه! مورد اخر ممکنه این فکر رو به سرتون بندازه که چه ادم دمدمی مزاجی، اما خوب همینه که هست!

اصولن از اینکه یک چیزی رو به صورت مداوم ببینم و باهاش سر و کار داشته باشم حالم بد میشه و احساس خفگی میکنم. یادتونه یه پُست داشتم در مورد اینکه میترسم بعد ها نتونم به قیافه ی تکراری اقاهه عادت کنم؟ ایضن یه پُست دیگه داشتم که به دلایلی حالم دیگه داره از دانشگا بهم میخوره. خوب اینا شواهد عینی هستن که به شما ثابت بشه من ادم اروم و قرار داری نیستم و همیشه خواستار عوض شدن و عوض کردن هستم.

این روضه ها رو خوندم که برسم به این نکته! از اولشم قرار نبود از اسم هانا به عنوان نویسنده اینجا استفاده کنم. اما خوب نمیتونستم تصمیم بگیرم و یه جفت اسم درست و حسابی که زود دلم رو نزنه واسه خودم و اقاهه بذارم. این شد که شدیم هانا و اقاهه. اما دلم میخواد اسم وبلاگی داشته باشم. اسمی که منحصر به خودم باشه. دیگه این روزا هر وبلاگی میری میبینی اسم پارتنر ها اقاهه است. منم اونقدر بی غیرت نشدم که ببینم اسم اقاهه توی این وب و اون وب چشمک میزنه!

از اونجایی که توی مملکتی هستیم که به همه مون ثابت شده با رای گیری همه چیز به خوبی و خوشی و بدون نقص انجام میشه!!! میخوام لطف کنین و نظرتون رو در مورد تغیر اسم بگید. اصلن خوبه که اسم وبلاگی داشته باشم یا بذارم با همین اسم شناخته بشم؟ و اگه موافق تغیر اسم هستید اگه چیزی به ذهنتون رسید بهم بگید. البته خودم چندتایی کاندید دارم اما همیشه که نمیشه لقمه رو جوید گذاشت دهنتون! پس خلاقیتتون کجا رفته؟ بنابر این واسه این دوست عزیزتون اندازه ی یه اپسیلون فسفر بسوزونین و من رو از نظرات گهربارتون بی نصیب نذارین.

چون امار وبلاگ من با تعداد کامنتها هیچ وقت تطابق نداره و همیشه یه عده زیر ابی میرن و میان میخونن و دِ برو که رفتیم، از همه ی خواننده های خاموش، روشن و چشمک زن میخوام در این امر خطیر(؟) مرا یاری رسانند!!! پیشاپیش روی ماه همتون رو میکوبم به دیوار! ( نه پس توقع داشتی ببوسم؟)

[ شنبه ٥ دی ۱۳۸۸ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ هانا ] [ نظرات () ]