یه زندگی بنفــــش

فانتزی بنفش سابق!

Nu: 6

فک کن یه هفته دنبال یه مینی اسکِرت صورتی باشی واسه تولدی که اخر هفته قراره بری..فک کن همه پاساژا و بوتیکارُ زیر و رو کرده باشی واسه پیدا کردنش..فک کن بعد از اینهمه گشتن چیزی که میخوایُ پیدا کنی و با ذوف و شوق بیای خونه..فک کن چند دفه بپوشیش و جلوی اینه وایسی خودتُ بر انداز کنی و هی بگی به! چه جیگری شدم!! فک کن مامان و داداشتم تائید کنن که دامنِ خُجله و بهتم خیلی میاد..فک کن فرداش ساعت ۶ ارایشت که تموم میشه تصمیم بگیری بری wc...فک کن وقتی میری ببینی اوضاع قرمزه و نمیتونی دامنتُ بپوشی..بعد با یه شلوار لی مشکی بری تولد و تا اخر مهمونی عین برج زهر مار بشینی و نه بتونی برقصی و نه حوصله داشته باشی!!

دیگه نمیخواد فک کنی! تموم شد.

[ یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ هانا ] [ نظرات () ]