یه زندگی بنفــــش

فانتزی بنفش سابق!

Nu: 50

امروز توی اتوبوس نشسته بودم و طبق معمول هندزفریم تَه گوشم بود و با والیوم ١٠٠ داشتم اهنگ میگوشیدم که  یه دختره اومد نشست روبروم. به چشم خواهری هلویی بود واسه خودش. تا به مقصد برسیم چند دفه به خودم اومدم دیدم بدجوری تو نخشم و دهنم تا ناکجا اباد باز مونده! باور کنین اگه به ایستگاه اخر نرسیده بودیم چه بسا بهش پیشنهاد بیشرمانه هم میدادم. بعد از اینکه راهمون جدا شد داشتم قیافش رو تجزیه تحلیل میکردم. صورت گرد، پوست شفاف و هلویی، چشمای ابی، موهای مشکی!!! لامصب ایتالیایی بود انگار. هرجوری فک میکنم میبینم خیلی خوشگل و خاص بود قیافش.

بعد از تجزیه و تحلیل ایشون یادم اومد من از صورتای گرد زیاد خوشم نمیاد. در واقع بیشتر به طرف صورتای کشیده جذب میشم و به نظرم جذاب ترن. شاید یه دلیلش اینه که خودم صورتم کشیده اس! :دی.

 ولی واقن عاشق اون تریپام که صورت کشیده دارن و با رژ گونه خودشونُ خفه میکنن و ارایش غلیظ دارن. کم پیش میاد یه صورت گرد به دلم بشینه. مثلن اگه مثل اون هلوئه باشه خوب مگه خرم که خوشم نیاد؟ اما کلن با اون قیافه های گرد و ابرو پیوسته و مینیاتوری حال نمیکنم. نه که زشت باشنا من خوشم نمیاد.

اصولن فک میکنم صورت کشیده با ارایش حالت خفن تری پیدا میکنه و البته من خودم از اون دسته دخترام که هیچ جا بدون ارایش دیده نمیشم. حتی تا سر کوچه! (هرکی با خودش بگه اینقد بیریختی که همیشه نیاز به ارایش داری ایشالا بره زیر گل!)

 بی شوخی من عاشق ارایشم و با ارایش احساس سرزندگی میکنم. همیشه دنبال پیدا کردن بهترین برندها هستم و با رژگونه بسی حال میکنم. یکی از دوستام که کلن با مقوله ی ارایش و ارایشگاه بیگانست بهم میگه تو که بی.اف داری چرا اینقد خودتُ رنگ و وارنگ میکنی؟ و من در جواب اینهمه ابلهی میگم واسه دل خودم چون واقن عاشق ارایشم و هیچ چیز نمیتونه منُ به اندازه ی ارایش کردن به وجد بیاره.

پ.ن: ارایش درجات مختلفی داره و من تا اون درجه ی جلفیتشم دوس دارم اما چون ملت بی جنبن به کم قانعیم!

پ.ن٢: از کلمه ی بی.اف در حد مرگ متنفرم. بعدشم ما سنی ازمون گذشته بی.اف دیگه چه صیغه ایه؟؟

[ سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ هانا ] [ نظرات () ]