یه زندگی بنفــــش

فانتزی بنفش سابق!

Nu: 23

 از وقتی یادم میاد میگفتن جمعه روز نظافته. یادش بخیر دبستان که بودیم صبح شنبه تو صف با مانتو مقنعه تمیز وامیستادیم تا خانوم بهداشت! بیاد ناخنا و موهامون و ایضا لیوان ابخوریمون رو چک کنه. از شنبه که میگذشت دیگه مهم نبود کسی با لیوان اب بخوره یا با دست. ناخنا هم که تا اخر هفته پر از چرک و کثافت میشدن. نظافت مو هم که جای خود دارد.نمیدونم چه حکمتی داره که من هنوز به قانون جمعه به حموم رفتن پایبندم و حتی اگه شبِ قبل هم حموم رفته باشم خودم رو موظف میدونم قبل از ظهرجمعه بازم برم. (لطفا اگه ذهنتون رفته به ناکجا اباد یه فکری به حال خودتون بکنید چون من هیچ نسبتی با شب جمعه ندارم و هرگونه شایعه ای رو تکذیب میکنم!) امروز طبق عادت دیرینه قبل از ظهر قدم به محیط دلپذیر حموم گذاشتم .همه میدونیم بین حموم رفتن و کشف استعداد خوانندگی ارتباط مستقیم وجود داره اما به جز اکو شدن صدا که مشوق اصلیه همه است بخار داخل حموم هم  تداعی کننده ی بخار یخ خشک موقع اجرای خواننده هاست که البته من فلسفه اش رو هیچ وقت نفهمیدم!

فشار روانیه حاصل از کشیدن غم هجران, بخار موجود در فضا, محیط اروم و خاطره انگیز حموم و البته وجود سردوش کم مصرف و عوامل پشت پرده همه و همه دست به دست هم دادن تا امروز از اجرای زنده ی خودم داخل حموم کمال لذت رو ببرم. به کسانی که اینجارو میخونن توصیه اکید دارم که اواز خوندن توی حموم یکی از لذتبخش ترین کارهاییه که ادم میتونه در دوران نقاهت انجام بده. البته اگه پایان دوران نقاهت رو میگذرونین اصلا با خودتون رودرباسی نکنین و اگه دوست دارین و تواناییش رو هم دارید به جز اواز خوندن استریپتیس رو هم امتحان کنین! یه حالی میده !!!

[ جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ هانا ] [ نظرات () ]