یه زندگی بنفــــش

فانتزی بنفش سابق!

Nu: 17

 از خدا که پنهون نیست شما که دیگه از خودمونین! با خودم فکر کردم دیدم بد جوری به بطالت میگذرم! هم خودم هم وقت طلا تر از طلام! در همین راستا و بنا به تصمیمات یـــــــــهویی گرفته شده از هفته دیگه میرم کلاس طراحی. از اول مهر هم میخوام دو روز در هفته صُبا برم ایروبیک!! الان خیلی باکلاس شدم میدونم خودم! تازه به زودی گوشیمُ عوض میکنم و بیشتر متحول میشم. بعد اون موقع یکی بیاد منُ جَم کنه از این وسطا!!

شکر خدا اوضاع روابط بین المللی(نیست اقاهه یه شهر دیگس از اون لحاظ) در حد نرماله و چن وختیه که گیس و گیس کشی به صورت حاد نداشتیم. البته این جمله تا همین الان مصداق داره و هیچ تضمینی واسه مثلا ١ دقیقه دیگه وجود نداره.

این ترم مزخرف ترین ساعتای موجود واسه کلاس خورده به ما از اون بدتر استادای مزخرف تر هستن که باید تحملشون کنم. اونم یـــــــــــــــــــــــــــک ترم!

خوب این از گزارشهای تقریبا روزانه و کارایی که کردم و میکنم و خواهم کرد! (اگه ذهن منحرفی نداشته باشی میفهمی منظورم انجام دادن بود)

یادتون میاد گفتم چن وخ دیگه سالگرد داریم؟ اون پائینُ نیگااااااااااا دیگه چیزی نمونده. دیروز رفتم و عمده ترین قسمت کارو انجام دادم. البته هنوز خیلی کارای دیگه مونده. وقتی کار کادوها تموم شد عکسشو خصوصی میذارم. حقوقم به سلامتی گرفتم. حالا با ارامش بیشتری به تهیه کادو میپردازم!!

اگه کسی منُ اد کرده و من نمیدونم و توی لیست فرندهام نیست بگه چون میخوام عکس کادوهارو خصوصی بذارم میخوام بدونم به کیا پس یادم رفته بدم.

[ دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ هانا ] [ نظرات () ]