یه زندگی بنفــــش

فانتزی بنفش سابق!

Nu: 16

 میدونم دلتون خیلی واسه من تنگ شده میدونم میدونم!!

- جونم واست بگه خواهر(یا برادر) دوران کارمندی تموم شد و بنده الان یک عدد هانای بیکارم.حقوقم بهم هنوز ندادن و من به این نتیجه رسیدم که کاره صادقانه و خالصانه واسه این م.ملکت ینی خریت! والا!! اینقد من رفتم با وجدان بالا کار کردم بعد اون مدیره به روی خودش نمیاره که من خرج دارم و عاشق چشم و ابروی اون یا بقیه نبودم که اومدم چله ی تابستون عرق ریزون کار کردم!

- بگذریم..اوضاع روابط با حاج اقامون در حالت استند بایِ و نمیدونم میخوایم چه غلطی بکنیم! به خاطر درگیریهای فیزیکی شیمیایی که اخیرا داشتیم قرار شده در اولین دیدار مفصل گفتمان کنیم.خدا عاقبت مارو به خیر کنه..بلند بگو آمـــــــــــــــــــــــــــــین.

- تصمیم گرفتم از شعار کم بخور همیشه بخور یا چه میدونم اهسته و پیوسته و اینا پیروی کنم و کم بیام نت همیشه بیام نت!

- قبلا تلویزیون عزیزمون هر از گاهی سریالای ٩٠ قسمتی ابکی به نام طنز به خوردمون میدادو ماهم  شاد بودیم که چه باحـــــــــــال و اینا. سرگرمیه این روزامون شده دیدن دادگاه رسیدگی به پرونده ی اغ.تشاشگران و دیدن کلیپای کُمدی از رسانه ی ملی! و شنیدن اظهارات م.تهمان! من که با اینا بیشتر از هر سریال ٩٠ قسمتی دیگه ای حال میکنم شما چطور؟

[ سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ هانا ] [ نظرات () ]